تمام نمی شود این قصه لبخند تو تمام ناتمام هر گلشن است باور نمی کنی تمام تو بهانه ی تمام قلب من است ... (مهدیس رحمانی)
برچسب:
نویسنده: علی طاهری
برچسب:
نویسنده: علی طاهری
برچسب:
نویسنده: علی طاهری
بهاردروغ بزرگی ست بی تو من هنوز دچار پاییزم ... مهدیس رحمانی
برچسب:
نویسنده: علی طاهری
اسلوب نابرابری ست معادله ی عاشقانه ی من و تو من دلم را روی نیمکت تنهایی تو تو چشم هایت را در خاطر من جا گذاشتی ... مهدیس رحمانی
برچسب:
نویسنده: علی طاهری
بهار و پاییز ندارد دل من به پاییز زرد عاشقی تو تمام برگ های اشعارم را سر می نهم ،بوی بهار تو که در چشمانم می نشیند مثل امشب یک فنجان میهمان واژه های باران می شوم ... مهدیس رحمانی
برچسب:
نویسنده: علی طاهری
هرشب اشک های مرا می دزدد با چمدانی از بهانه ی تو مسافری کوچک سوار بر قایق کاغذی خیس، ...شعر هایم را می گویم ... مهدیس رحمانی
برچسب:
نویسنده: علی طاهری

به چشم اگر گزین کند زمانه دیده ی مرا
جهان همه گزین کند به لنز عاشقی تو را...
مهدیس رحمانی
#بداهه

برچسب:
نویسنده: علی طاهری
نبودنت را تلخ می نوشمبه یک فنجان تنهایی حل شده در گذر ثانیه ها راستش را بخواهی انتظارت را هنوزمثل یک قهوه تلخ دوست دارم ... (مهدیس رحمانی)
برچسب:
نویسنده: علی طاهری
بی تو دلم از این شهر گرفته است مرا جز به شهر شعر تو پنداری نیست بی تو برای خودم شهریاری می شوم اما با این دل شهر هیچ مرا یاری نیست .... مهدیس رحمانی
برچسب:
نویسنده: علی طاهری
فال سکوت مرا صد هزار فریاد می آید
این رسم روزگارست
روز ها می گذرد
بی تو امروز تیر می رود
فردا مرداد می آید ...
(مهدیس رحمانی )
برچسب:
نویسنده: علی طاهری
زندگی دفتر عشقی پر از خاطره هاست یک نفر قصه ی آن را بنوشته از بر بنشسته در سر بنوشته ست که خورشید بخرامد هر صبح یا که مهتاب بتابد به ثریا هرشب بنوشته ست که هم شادی و غم هر دو به پاست زندگی درد عمیقی ست که با خنده دواست بنوشته ست که رخسار جهان عشق خداست زندگی باده ی عشقی ست به جام دل تو زندگی خنده و شوری پر از مهر و
برچسب:
نویسنده: علی طاهری
بزرگ ترین درد آن است
که به ضعف چشمانت
ردیف اشک را بر شعر غم ها
نتوانی نشاند...
(مهدیس رحمانی)
برچسب:
نویسنده: علی طاهری
اگرچه عاقبت
هردو از این دهکده ی عشق طرد می شویم
انتهای افسانه ی این راه
من و تو
یکدیگر را خواهیم یافت
موسمی که در اقیانوس احساس غرق می شویم ...
(مهدیس رحمانی)
برچسب:
نویسنده: علی طاهری
هر دم به قایق کوچک خیالم
می خراماند تو را جزر و مد مهتاب
امشب
به اقیانوس آبی چشمانت غرق می شوم
دریاب مرا چو ماهی از آب ...
(مهدیس رحمانی)
برچسب:
نویسنده: علی طاهری